العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
98
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
- البته معلوم است كه رسول خدا مقام و مرتبهاش از على عليه السّلام برتر و بالاتر است ولى از روش پيغمبر پيروى نكند و به سنت او عمل نكند اين چنين دوستى كه اثر عملى نداشته باشد سودى به حال او ندارد پس از خدا بترسيد و براى بدست آوردن ثوابهاى اخروى عمل نمائيد . خداوند با احدى قرابت و خويشاوندى ندارد محبوبترين بندگان نزد خدا و گرامىتر آنان پرهيزكارتر و مطيعتر آنان است اى جابر به خدا سوگند نزديكى و تقرب به خدا بدست نميآيد مگر از راه بندگى و اطاعت و برات آزادى از آتش با ما نيست و حجة و دليل هم كسى بر خدا ندارد ( كه بتواند اثبات كند كه من در ترك اطاعت عذر موجهى داشتم ) بطور كلى هر كس مطيع خدا باشد و از فرمان خدا اطاعت نمايد او دوست ما است و هر كه معصيت او را نمايد دشمن ما است و نعمت ولايت و محبت ما بدست نميآيد مگر از راه عمل و پرهيزكارى . در امالى شيخ طوسى . . . از همان جابر جعفى و در امالى شيخ صدوق . . . از احمد بن نضر و در مشكاة الانوار اين طور روايت شده تبيان و توضيح روايت من ينتحل التّشيّع يعنى ادعاى تشيع نمايد بدون اينكه صفات شيعه را داشته باشد و در غير كافى بلفظ انتحل به صيغه ماضى است در قاموس انتحله و تنحّله ( از باب افتعال و تفعّل ) يعنى ادعا كرد چيزى را براى خود با اينكه آن چيز براى ديگرى است و ما كانوا يعرفون شناخته نميشوند مگر . . فعل را مجهول خواندهاند و ضمير جمع مربوط به شيعه و يا مربوط به بندگان خوب يعنى در زمان پيغمبر و امير مؤمنان و ائمه ديگر كه قبلا بودند صلوات اللَّه عليهم اجمعين مردم شيعه را به اين صفات و نشانهها مىشناختند و هر كس داراى اين صفات نبود او را از شيعيان نمىدانستند و يا اينكه شيعيان خود داراى اين صفات بودند و همه ميدانستند كه آنان مشهور به اين اوصاف هستند . الّا بالتّواضع - يعنى فروتنى و خاكسارى در مقابل دستورات الهى و فروتن و خاكسار در برابر امامان و پيشوايان دين به تعظيم و بزرگ دانستن آنان و اطاعت از آنان و در برابر مؤمنين باحترام نمودن و اظهار محبت و دوستى با آنان و تكبر نكردن با آنان و معاشرت نيك و شايسته با آنان و التّخشّع يعنى اظهار خشوع و ذلت همراه ترس در برابر خدا و به كار بردن اعضاء و جوارح در انجام فرمان خدا و لفظ خشوع هم بقلب و دل ( حالت درونى ) و هم باعضاء و جوارح نسبت داده مىشود و الأمانة نقطهء مقابل خيانت يعنى پرداخت حقوق خلق و خالق و مراعات عهد و پيمانها و مكر و خيانت ننمودن و در امالى طوسى لفظ و الانابه آمده يعنى توبه و بازگشت به خدا و كثرة ذكر اللَّه در زبان و دل و الصوم عطف بر ذكر است و در امالى ( و برّ الوالدين ) نقل شده و التعهد للجيران يعنى رعايت جانب همسايگان و اذيت نرساندن به آنان و چشم پوشى و تحمل اذيت